پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

قطعات

شمارهٔ ۲۸ - قطعه

مشورت کردم از خرد که نهم

با دل خسته گام در گلزار

گفت اگرچه روند در این فصل

مرد وزن خاص وعام درگلزار

گرچه فصل گل است چون بلبل

کرد باید مقام در گلزار

گرچه باید ز ساقی گلچهر

رفت و بگرفت جام در گلزار

گرچه باشد بهار و باید خورد

باده لعل فام درگلزار

لیک دلخسته را چه عیش وطرب

گر بودصبح و شام در گلزار

چه روی با کلاه بر منبر

چه روی با زکام در گلزار

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰ - قطعهآنچنان تنگ گشته دل به برم
  2. شمارهٔ ۳۱ - قطعهسه رسدکرده پریشانی عالم را چرخ
  3. شمارهٔ ۳۲ - قطعهرفیق خوب به است از برادر وفرزند
  4. شمارهٔ ۳۳ - قطعهای برادر مجوی از دونان
  5. شمارهٔ ۳۴ - معمانام دلبر چهار حرف بود
  6. شمارهٔ ۳۵ - قطعهاسم اعظم که خلق می گویند
  7. شمارهٔ ۳۶ - قطعهرحم وانصاف درمیانه خلق
  8. شمارهٔ ۳۷ - قطعهصاحب دیوان به فارس آمده حاکم
همه‌ی قطعات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.