پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

قطعات

شمارهٔ ۳۴ - معما

نام دلبر چهار حرف بود

که سه حرفش یکی بود به نظر

چون شودعید گوید او که بمن

عید یابد تجلی و زیور

بوی مشکم از او رسد به مشام

مشک بی شک گرفته در سر و بر

نام نامیش تا بدانی چیست

دوستش شو بنه به پایش سر

جواب محمد (ص)

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۶ - قطعهرحم وانصاف درمیانه خلق
  2. شمارهٔ ۳۷ - قطعهصاحب دیوان به فارس آمده حاکم
  3. شمارهٔ ۳۸ - قطعههر که را روزی فراخ آید به دهر
  4. شمارهٔ ۳۹ - قطعهسیم خالص عیار هم گاهی
  5. شمارهٔ ۴۰ - قطعهخونین جگرم ز گردش چرخ
  6. شمارهٔ ۴۱ - قطعهدلکی دارم وزهر طرفش
  7. شمارهٔ ۴۲ - قطعهآوخ آوخ که قدردانی نیست
  8. شمارهٔ ۴۳ - قطعهگرچه به ملک سخنوری شهم اما
همه‌ی قطعات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.