پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

قطعات

شمارهٔ ۳۹ - قطعه

سیم خالص عیار هم گاهی

می نهندش به امتحان در قال

ماه را هم که در فلک بینی

می شود گاه بدر وگاه هلال

هفت سیاره هم چو می نگری

گه شرف می کنندوگاه وبال

همه روز آفتاب عالمتاب

صبح دارد طلوع و شام زوال

دو سه روزی جهان به کام ار نیست

گو نباشد از این مدار ملال

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۱ - قطعهدلکی دارم وزهر طرفش
  2. شمارهٔ ۴۲ - قطعهآوخ آوخ که قدردانی نیست
  3. شمارهٔ ۴۳ - قطعهگرچه به ملک سخنوری شهم اما
  4. شمارهٔ ۴۴ - قطعهنبود در همه روی زمین چو کشور فارس
  5. شمارهٔ ۴۵ - قطعهکاش با تو آسمان میکرد یک کار از دو صورت
  6. شمارهٔ ۴۶ - قطعههر صفاتی که هست ایزد را
  7. شمارهٔ ۴۷ - قطعهنیست از جان و دل عزیزتری
  8. شمارهٔ ۴۸ - قطعهای رخت چون گل از لطافت و لون
همه‌ی قطعات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.