پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷

خواب در چشم و نفس بر دل محزون بار است

ازکه دورم‌که به خود ساختنم دشوار است

عرق شرم تو، ازچشم جهان‌، شست نگاه

گرتو خجلت نکشی‌، آینه‌ها بسیار است

گوشهٔ چشم تو محرومی‌کس نپسندد

گر تغافل مژه خواباند نگه بیدار است

نرود حق وفای ادب ازگردن ما

موج را بستن‌گوهرگره زنار است

در مقامی‌که جنون نشئهٔ عزت دارد

پای بی‌آبله یکسر، سر بی‌دستار است

آبرو تا به‌کجا، خاک مذلت نشود

حرص در سعی طلب‌، آنچه ندارد، عار است

زر و سیمی‌که‌کنی جمع وبه درویش دهی

طبع‌گر ننگ فضولی نکشد ایثار است

خواجه تا چند نبندد به تغافل درگوش

شور هنگامهٔ محتاج دماغ افشار است

تاکی‌اندوه‌کج و راست ز دنیا بردن

مهرهٔ عرصهٔ شطرنج به صد رفتار است

غافلان‌، چند هوا تاز جنون باید بود

کسوت سرکشی شمع‌گریبان‌وار است

بیدل آخر به سر خویش قدم باید زد

جادهٔ منزل تحقیق خط پرگار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار است
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰ز گریه‌، سیریِ چشمِ پر آب دشوار است
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱او گفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲نسیم‌گل به خموشی ترانه‌پرداز است
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳ز شور حیرت من گوش‌ عالمی باز است
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴بیا که آتش‌ِ کیفیت هوا تیز است
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۵ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.