پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۶

اشک یک لحظه به مژگان بار است

فرصت عمر همین مقدار است

زندگی عالم آسایش نیست

نفس آیینهٔ این اسرار است

بسکه‌گرم است هوای گلشن

غنچه اینجا سر بی‌دستار است

شیشه‌ساز نم اشکی نشوی

عالم از سنگدلان‌، کهسار است

خشت داغی‌ست عمارتگر دل

خانهٔ آینه یک دیوار است

میکشی سرمهٔ عرفان نشود

بینش از چشم قدح دشوار است

همچو آیینه اگر صاف شوی

همه جا انجمن دیدار است

گوش‌کو تا شود آیینهٔ راز

نالهٔ ما نفس بیمار است

دردگل‌کرد زکفر و دین شد

سبحه اشک مژه‌، زنار است

نیست گرداب‌صفت آرامم

سرنوشتم به خط پرگار است

از نزاکت سخنم نیست بلند

از صدا ساغرگل را عار است

غافل از عجز نگه نتوان بود

آسمانها گره این تار است

نکشد شعله سر از خاکستر

نفس سوختگان هموار است

بیدل از زخم بود رونق دل

خندهٔ‌گل نمک گلزار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۸رزق‌، خلوتگه اندیشهٔ روزی‌خوار است
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۹ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار است
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۰ز گریه‌، سیریِ چشمِ پر آب دشوار است
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۱او گفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۲نسیم‌گل به خموشی ترانه‌پرداز است
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۳ز شور حیرت من گوش‌ عالمی باز است
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۴بیا که آتش‌ِ کیفیت هوا تیز است
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۵ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.