پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۸

رزق‌، خلوتگه اندیشهٔ روزی‌خوار است

دانه هرگاه مژه بازکند منقار است

قطرهٔ ما نشد آگاه تامل‌، ورنه

موج این بحر گهرخیز گریبان زار است

الفت جسم صفای دل ما داد به زنگ

آب این آینه یکسر عرق‌ گلکار است

طرف دامان تعلق ز خراش ایمن نیست

مفت ‌دیوانه‌ که صحرای ‌جنون بی‌خار است

از کج‌اندیشی ‌دل وضع جهان دلکش نیست

غم تمثال مخور آینه ناهموار است

بر تعین زده‌ای زحمت تحقیق مده

سر سودایی سامان به گریبان بار است

در بهاری‌که سر و برگ طرب رنگ فناست

دست بر سر زدنت به زگل دستار است

ادب آموز هوستازی غفلت پیری‌ست

سایه را پای به دامن‌، ز خم دیوار است

رنگها بال‌فشان می‌رود و می‌آید

این چمن عالم تجدید کهن تکرار است

ای ندامت مد‌د‌ی کز غم اسباب جهان

دست سودن هوسی دارد و پُر بیکار است

بیدل از زندگی آخر نتوان جان بردن

رنگ این باغ هوس آتش بی‌زنهار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۰ز گریه‌، سیریِ چشمِ پر آب دشوار است
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱او گفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۲نسیم‌گل به خموشی ترانه‌پرداز است
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۳ز شور حیرت من گوش‌ عالمی باز است
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۴بیا که آتش‌ِ کیفیت هوا تیز است
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۵ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۶از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۷سفله با جاه نیزهیچکس است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.