پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۷

گفتم ز دم سرد رهان یک بارم

با آنکه نکرد گفت منت دارم

تا از دم سرد کی رهاند یارم؟

حالی دم گرچه می نهد در کارم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹از چشم خود ابر را خجل می دارم
  2. شمارهٔ ۱۱۰دل بر تو فشانم ار بسوزی جگرم
  3. شمارهٔ ۱۱۱تا کی غم وصل تو پر آوازه خورم
  4. شمارهٔ ۱۱۲چون در شب هجر تو فرو شد روزم
  5. شمارهٔ ۱۱۳گفتم به مراعات دل و تن برسم
  6. شمارهٔ ۱۱۴تن کو که بدو ناز و دلال تو کشم؟
  7. شمارهٔ ۱۱۵ماییم درین زمانه سر دفتر غم
  8. شمارهٔ ۱۱۶جان خواست ز من دوش بت دلگسلم
همه‌ی رباعیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.