پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۳۱ - این رباعی را از منفای خود «‌بجنورد» گفته است

ای مرکزیان گر گل و ریحان خواهید

ور بلبل سرمست غزلخوان خواهید

یا مرکز ملک را به بجنورد کشید

یا آنکه بهار را به تهران خواهید

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۳گر مانده و ناتوان و گر خسته و زار
  2. شمارهٔ ۳۴ - جمع بین ا‌لاضدادای بسته چو فندق به سرانگشت‌، نگار
  3. شمارهٔ ۳۵با خرقه و تسبیح مرا دید چو یار
  4. شمارهٔ ۳۶ - کنایه از انگلیسای زورآور که خون ما خورده پریر
  5. شمارهٔ ۳۷زاغی می گفت اگر بمیرد شهباز
  6. شمارهٔ ۳۸ - خطاب به حزب دموکرات و حکومتای ساده‌دلان زر گرگ حیلت‌باز
  7. شمارهٔ ۳۹ - تسلیم و رضاچون از در تسلیم نشد یار، عزیز
  8. شمارهٔ ۴۰آمد رمضان و خلق رفتند ز هوش
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.