پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۳۰

گر زیر فلک فکر من آزاد نبود

در حنجره‌ام این‌ همه فریاد نبود

مسعود گر اندیشهٔ آزاد نداشت

از قلعهٔ نای خلق را یاد نبود

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۲ - رباعیشد نیمی عمر در خرافات هدر
  2. شمارهٔ ۳۳گر مانده و ناتوان و گر خسته و زار
  3. شمارهٔ ۳۴ - جمع بین ا‌لاضدادای بسته چو فندق به سرانگشت‌، نگار
  4. شمارهٔ ۳۵با خرقه و تسبیح مرا دید چو یار
  5. شمارهٔ ۳۶ - کنایه از انگلیسای زورآور که خون ما خورده پریر
  6. شمارهٔ ۳۷زاغی می گفت اگر بمیرد شهباز
  7. شمارهٔ ۳۸ - خطاب به حزب دموکرات و حکومتای ساده‌دلان زر گرگ حیلت‌باز
  8. شمارهٔ ۳۹ - تسلیم و رضاچون از در تسلیم نشد یار، عزیز
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.