پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

ارمغان بهار

فقرۀ ۹

باستان (‌آغاز و همواره‌) و همه گاه امید بر یزدان دار و دوست آن گیر که ترا سودمندتر بود.

امیدت به دادار دارنده بند

گزین دوستی کت بود سودمند

ادامه‌ی ارمغان بهار

  1. فقرۀ ۱۱راز به زنان مبر.
  2. فقرۀ ۱۲هرچه اشنوی نیوش‌، یاوه مگوی‌.
  3. فقرۀ ۱۳زن و فرزند خویشتن جدا از فرهنگ بمهل‌، کت تیمار و بیش (‌رنج و غم‌) گران نرسد و پشیمان نشوی‌.
  4. فقرۀ ۱۴، ۱۵بیگاه مخند. پیش و پس پاسخ به پیمانه گیر (‌پیمان - انداز)
  5. فقرۀ ۱۶به هیچ کس افسوس (‌استهزاء‌) مکن.
  6. فقرۀ ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰با دژآگاه (‌نادان و بی‌تربیت‌) مرد همراز مباش‌.
  7. فقرۀ ۲۱با مست مرد هم‌خورش مشو.
  8. فقرۀ ۲۲از بدگوهر مرد، و بد تخمه مرد افام مستان و مده‌، چه وخش گران باید دادن و همه گاه به درخانهٔ تو بایستد و همیشه پیامبر به درگاه تو برپای دارد و ترا زیان گران از وی باشد.
همه‌ی ارمغان بهار ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.