پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

ارمغان بهار

فقرۀ ۱۴، ۱۵

بیگاه مخند. پیش و پس پاسخ به پیمانه گیر (‌پیمان - انداز)

به بیگاه بر روی مردم مخند

زگفتار بی‌مایه لب بازبند

ادامه‌ی ارمغان بهار

  1. فقرۀ ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰با دژآگاه (‌نادان و بی‌تربیت‌) مرد همراز مباش‌.
  2. فقرۀ ۲۱با مست مرد هم‌خورش مشو.
  3. فقرۀ ۲۲از بدگوهر مرد، و بد تخمه مرد افام مستان و مده‌، چه وخش گران باید دادن و همه گاه به درخانهٔ تو بایستد و همیشه پیامبر به درگاه تو برپای دارد و ترا زیان گران از وی باشد.
  4. فقرۀ ۲۳دشن چشم (‌بدچشم‌) مرد به یاری مگیر.
  5. فقرۀ ۲۴بر ارشکین (‌حسود) مرد خواسته منمای‌.
  6. فقرۀ ۲۵اندر پادشاهان وژیر ( گزیر، چاره و تدبیر) به دروغ به پایان مبر.
  7. فقرۀ ۲۶از سیزک (‌خبرچین‌) و دروغ مرد سخن مشنو.
  8. فقرۀ ۲۷به بادافره بر مردمان کردن‌، ورندک (‌برنده - تندرو) مباش‌
همه‌ی ارمغان بهار ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.