پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

ارمغان بهار

فقرۀ ۲۲

از بدگوهر مرد، و بد تخمه مرد افام مستان و مده‌، چه وخش گران باید دادن و همه گاه به درخانهٔ تو بایستد و همیشه پیامبر به درگاه تو برپای دارد و ترا زیان گران از وی باشد.

به بدگوهران وام هرگز مده

چو دادی بر آن خواسته دل منه

هم از بدنژادان و بدگوهران

مکن‌ وام کش هست و خشی گران

پی زر دراستد همی بر درت

پیمبر فرستد همی در برت

زیان‌ها بسی هست از ایدر ترا

مکن وام از مرد بدگوهرا

ادامه‌ی ارمغان بهار

  1. فقرۀ ۲۴بر ارشکین (‌حسود) مرد خواسته منمای‌.
  2. فقرۀ ۲۵اندر پادشاهان وژیر ( گزیر، چاره و تدبیر) به دروغ به پایان مبر.
  3. فقرۀ ۲۶از سیزک (‌خبرچین‌) و دروغ مرد سخن مشنو.
  4. فقرۀ ۲۷به بادافره بر مردمان کردن‌، ورندک (‌برنده - تندرو) مباش‌
  5. فقرۀ ۲۸، ۲۹اندر خوردن با مردم همچشمی و پیکار مکن‌، مردم را مزن‌.
  6. فقرۀ ۳۰گاه را مکوش‌.
  7. فقرۀ ۳۱با آزادچهره ‌مرد (‌نجیب مرد) کارآگاه و زیرک و خوش‌خیم‌مرد، همپرسشی (‌صحبت‌) کن و دوست باش‌.
  8. فقرۀ ۳۲به نبرد بسیار بیندیش که بار گران با تو نباشد.
همه‌ی ارمغان بهار ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.