پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

ای نرگست به خلق در فتنه بازکن

وی سنبل تودست تطاول درازکن‌*

چشمانت را حذر بود از دیدن رقیب

همچون مریضکان ز مرگ احترازکن

الفت چگونه دست دهد بین ما وشیخ

ماکار بر حقیقت و او بر مجازکن

ما در درون میکده صهبا به جام ریز

شیخ از درون صومعه گردن درازکن

با دشمنان ز ضعف دم از دوستی زدیم

چون ملحدی به خاطر مردم نمازکن

کار بهار و یار به دور اوفتدکه هست

دایم بهار نازکش و یار نازکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷غمزه‌ات خونریزتر یا دیدهٔ خونبار من
  2. شمارهٔ ۸۸لاله خونین‌کفن از خاک سر آورده برون
  3. شمارهٔ ۸۹در ده شراب کهنه که آمد بهار نو
  4. شمارهٔ ۹۰جان قرین رخ جانان شود انشاء‌الله
  5. شمارهٔ ۹۱علی‌الصباح که بر طره‌ات زنی شانه
  6. شمارهٔ ۹۲در طواف شمع می‌گفت این سخن پروانه‌ای
  7. شمارهٔ ۹۳شبی گذشت به آسودگی و آزادی
  8. شمارهٔ ۹۴بر سبزه نشست بلبل و قمری
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.