پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

در ده شراب کهنه که آمد بهار نو

برخوان سرود تازه که شد روزگا‌ر نو

برکن شعار کهنه ز تن این زمان که باغ

پوشیده است بر تن گلبن شعار نو

طی گشت هرج و مرج زمستان کز آسمان

آورده‌اند بهر چمن مستشار نو

دردا که کهنه کار وزیران ملک ما

هر روز نو شدند و نکردند کار نو

فصلی چنین بهار سه چیز است شرط عیش

عشق نو و نشاط نو و گلعذار نو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱علی‌الصباح که بر طره‌ات زنی شانه
  2. شمارهٔ ۹۲در طواف شمع می‌گفت این سخن پروانه‌ای
  3. شمارهٔ ۹۳شبی گذشت به آسودگی و آزادی
  4. شمارهٔ ۹۴بر سبزه نشست بلبل و قمری
  5. شمارهٔ ۹۵مرا بود به دیدار تو زین پیش وصالی
  6. شمارهٔ ۹۶آخر زغم عشقت ای طفل دبستانی
  7. شمارهٔ ۹۷نهاده کشور دل باز رو به ویرانی
  8. شمارهٔ ۹۸نصیحتی است اگر بشنوی زیان نکنی
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.