پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

بر سبزه نشست بلبل و قمری

باید می سرخ چون گل حمری

آری ‌می‌ سرخ‌ درخور است ‌از آنک

بر سبزه نشست ‌بلبل و قمری

آن سرخ مِیی که گَرْش بربویی

نشناسی‌اش از بنفشهٔ برّی

آن می که سحابش اندرون بینی

رخشنده‌تر از ستارهٔ شعری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶آخر زغم عشقت ای طفل دبستانی
  2. شمارهٔ ۹۷نهاده کشور دل باز رو به ویرانی
  3. شمارهٔ ۹۸نصیحتی است اگر بشنوی زیان نکنی
  4. شمارهٔ ۹۹ای کمان‌ابرو به عاشق کن ترحم گاه گاهی
  5. شمارهٔ ۱۰۰صبا ز طرهٔ جانان من چه می‌خواهی
  6. شمارهٔ ۱۰۱ای تازه بهار نغز و زیبایی
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.