پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن

در جهان گریاندن آسانست اشکی پاک کن

گر نسیم فیض خواهی از گلستان وجود

یک سحر چون گل به عشق او گریبان چاک کن

هرکه بار او سبکتر راه او نزدیکتر

بار تن بگذار و سیر انجم و افلاک کن

تا ز باغ خاطرت گل‌های شادی بشکفد

هرچه در دل تخم کین داری به زیر خاک کن

تا شوی فارغ بهار از بازپرس ابلهان

صوم رحمن گیر و چندی در سخن امساک کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸لاله خونین‌کفن از خاک سر آورده برون
  2. شمارهٔ ۸۹در ده شراب کهنه که آمد بهار نو
  3. شمارهٔ ۹۰جان قرین رخ جانان شود انشاء‌الله
  4. شمارهٔ ۹۱علی‌الصباح که بر طره‌ات زنی شانه
  5. شمارهٔ ۹۲در طواف شمع می‌گفت این سخن پروانه‌ای
  6. شمارهٔ ۹۳شبی گذشت به آسودگی و آزادی
  7. شمارهٔ ۹۴بر سبزه نشست بلبل و قمری
  8. شمارهٔ ۹۵مرا بود به دیدار تو زین پیش وصالی
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.