پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

گر چون ‌تو نقشی ای‌صنم ‌نقاش چین در چین کشد

عمر درازی بایدش کان زلف چین در چین کشد

گر سنبل و نسرین کشد از خط رخسار تو سر

رویت خط بیحاصلی بر سنبل و نسرین کشد

گر دل به زلفت افکنم خال تو گردد رهزنم

ور با لبت دل خوش کنم چشم تو از من کین کشد

جور تو را از عاشقان من دوست‌تر دارم به جان

آری جفای خواجه را خدمتگر دیرین کشد

گر کرده گیتی شهره‌ات ور حسن داده بهره‌ات

هم بر بیاض چهره‌ات روزی خط ترقین کشد

آن زلف بار جان کشد وین دل غم هجران کشد

تا آن کشد چونان کشد تا این کشد چونین کشد

جانا بهار از جان کشد بار غم هجر تو را

فرهاد باید تا ز جان بار غم شیرین کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲گل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد
  2. شمارهٔ ۵۳نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد
  3. شمارهٔ ۵۴راستی روی نکویش به گلستان ماند
  4. شمارهٔ ۵۵آن خط سبز بین که چه زیبا نوشته‌اند
  5. شمارهٔ ۵۶دعوی چه کنی؟! داعیه‌داران همه رفتند
  6. شمارهٔ ۵۷دل‌فریبان که به روسیهٔ جان جا دارند
  7. شمارهٔ ۵۸خوبرویان یار را در عین یاری می‌کشند
  8. شمارهٔ ۵۹پیوند ببندند بتان لیک نپایند
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.