پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

بازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشد

یارب مبادا کز خطا خط بر من مسکین کشد

دلدادگان از هر طرف برگرد او بربسته صف

بگرفته دامانش به کف گه آن کشد گه این کشد

گر جان به کف باید نهاد این بندهٔ مسکین نهد

ور بار غم باید کشید این خاطر غمگین کشد

گر باغبان گل پرورد کز وی زمانی برخورد

یا زحمت کانون برد یا محنت تشرین کشد

ای بلبل شیرین‌زبان به گر نبندی آشیان

درگلشنی کش‌ باغبان‌ صد منت از گلچین کشد

خسرو نداند از گدا رندی که در ویرانه‌ای

برکف می گلگون نهد در بر بتی شیرین کشد

جانا کشد جان بهار اندر شکنج زلف تو

زنجی که نالان صعوه‌ای‌از چنگل‌شاهین کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد
  2. شمارهٔ ۵۴راستی روی نکویش به گلستان ماند
  3. شمارهٔ ۵۵آن خط سبز بین که چه زیبا نوشته‌اند
  4. شمارهٔ ۵۶دعوی چه کنی؟! داعیه‌داران همه رفتند
  5. شمارهٔ ۵۷دل‌فریبان که به روسیهٔ جان جا دارند
  6. شمارهٔ ۵۸خوبرویان یار را در عین یاری می‌کشند
  7. شمارهٔ ۵۹پیوند ببندند بتان لیک نپایند
  8. شمارهٔ ۶۰میان ابرو و چشم تو گیر و داری بود
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.