پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

آن خط سبز بین که چه زیبا نوشته‌اند

گویی خط از عبیر به دیبا نوشته‌اند

در معنی لب تو ز شنگرف نقطه‌ای

برگل نهاده شرح به بالا نوشته‌اند

یا نسختی ز مهر گیا ثبت کرده‌اند

یا سر خطی بحون دل ما نوشته‌اند

یا با خط غبار به گرد عقیق تر

رمزی ز زنده کردن موتی نوشته‌اند

شرحی ز نوشداروی کاوس داده‌اند

رازی ز معجزات مسیحا نوشته‌اند

آیات حسن مطلق و اسرار عشق پاک

با لاجورد بر گل رعنا نوشته‌اند

جز عشق‌، صانعی نبود در جهان «‌بهار»

بیهوده گفته‌اند جز این یا نوشته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷دل‌فریبان که به روسیهٔ جان جا دارند
  2. شمارهٔ ۵۸خوبرویان یار را در عین یاری می‌کشند
  3. شمارهٔ ۵۹پیوند ببندند بتان لیک نپایند
  4. شمارهٔ ۶۰میان ابرو و چشم تو گیر و داری بود
  5. شمارهٔ ۶۱اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید
  6. شمارهٔ ۶۲کنون که کار دل از زلف یار نگشاید
  7. شمارهٔ ۶۳آن چه شعله است کزان راهگذار می‌آید
  8. شمارهٔ ۶۴از ما به جز از وفا نیاید
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.