پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد

خلق را از طرّه‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد

اول از عشق جهانسوزت مدد خواهیم خواست

پس جهانی را ز شوقت پر شرر خواهیم کرد

جان اگر باید به کوی ات نقد جان خواهیم داد

سر اگر باید به راهت ترک سر خواهیم کرد

در غم عشق تو با این ناله‌های دردناک

اختر بیدادگر را دادگر خواهیم کرد

هرکسی کام دلی آورده درکویت به‌دست

ماهم آخر در غمت خاکی به سر خواهیم کرد

تا جهانی درخور شرح غمت پیداکنیم

خویش را زین عالم فانی ‌بدر خواهیم کرد

تاکه ننشیند به دامانت غبار از خاک ما

روی گیتی را ز آب دیده تر خواهیم کرد

یا ز آه نیم شب‌، یا از دعا، یا از نگاه

هرچه باشد در دل سختت اثر خواهیم کرد

لابه‌ها خواهیم کردن تا به ما رحم آوری

ور به‌بی‌رحمی زدی فکر دگر خواهیم کرد

چون‌ بهار از جان‌ شیرین‌ دست‌ برخواهیم‌ داشت

پس سرکوی تو را پرشور و شر خواهیم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶درغمش هرشب به گردون پیک آهم می‌رسد
  2. شمارهٔ ۴۷مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد
  3. شمارهٔ ۴۸اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
  4. شمارهٔ ۴۹سر آزادهٔ ما منت افسر نکشد
  5. شمارهٔ ۵۰گر چون ‌تو نقشی ای‌صنم ‌نقاش چین در چین کشد
  6. شمارهٔ ۵۱بازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشد
  7. شمارهٔ ۵۲گل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد
  8. شمارهٔ ۵۳نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.