پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و هفتم

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

بود مجنونی عجب نه سر نه بن

کز جنون گستاخ میگفتی سخن

زاهدی گفتش که ای گستاخ مرد

این مگوی و گرد گستاخی مگرد

بس خطاست این ره که میجوئی مجوی

هم روا نیست اینچه میگوئی مگوی

گفت ایزد چون مرا دیوانه خواست

هرچه آن دیوانه گوید آن رواست

گر سخنهای خطا باشد مرا

چون نیم عاقل روا باشد مرا

هیچ عاقل را نباشد یارگی

کو بپردازد دلی یکبارگی

با جنون از بهر او در ساختم

تادلم یکبارگی پرداختم

عاقلان را شرع تکلیف آمدست

بیدلان را عشق تشریف آمدست

تو برو ای زاهد و کم گوی تو

مرد نفسی زر طلب زن جوی تو

بیدلان را با زر و با زن چکار

شرع را و عقل را با من چکار

ادامه‌ی بخش بیست و هفتم

  1. بخش ۵ - فی التمثیلموسی عاشق امام غرب و شرق
  2. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلبیدلی بودست جانی بیقرار
  3. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلآن یکی دیوانه سرافراشته
  4. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلآن یکی دیوانه در برفی نشست
  5. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلآن یکی دیوانهٔ یک گرده خواست
  6. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلآن یکی دیوانهٔ پرسید راز
  7. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلبود ازان اعرابی شوریده رنگ
  8. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلبود مجنونی نکردی یک نماز
همه‌ی بخش بیست و هفتم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.