پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش نوزدهم

المقالة التاسع عشر

ششم فرزند آمد دل پر اسرار

ز الماس زبان گشته گهربار

پدر را گفت آن خواهم همیشه

که باشد کیمیا سازیم پیشه

اگر یابم بعلم کیمیا راه

شوند از من جهانی کیمیا خواه

گر آن دولت بیابم دین بیابم

که چون آن یک دهد دست این بیابم

جهان پر ایمن گردانم از خویش

فقیران را غنی گردانم از خویش

ادامه‌ی بخش نوزدهم

  1. (۱) حکایت آن حیوان که آن را هَلوع خوانندعطا گفته‌ست آن مرد خراسان
  2. (۲) حکایت عیسی علیه السلاممگر روح الله آن شمع دلفروز
  3. (۳) حکایت نوشروان عادلچنین گفته‌ست نوشروانِ عادل
  4. (۴) حکایت در ذمّ دنیاچنین دادست صاحب شرع فتوی
  5. (۵) حکایت در ذمّ دنیاچنین گفته‌ست آن پاکیزه گوهر
  6. (۶) گفتار عبّاسۀ طوسی در دنیاچنین گفته‌ست عبّاسه که دنیی
  7. (۷) گفتار جعفر صادقچنین کردند اصحاب ولایت
  8. (۸) حکایت یحیی معاذ رازیمگر یحیی معاذ آن مردِ محرم
همه‌ی بخش نوزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.