پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش نوزدهم

(۱) حکایت آن حیوان که آن را هَلوع خوانند

عطا گفته‌ست آن مرد خراسان

که حیوانیست با صد کوه یکسان

پس کوهی که آن را قاف نامست

مگر آنجایگه او را مقامست

بر او هفت صحرا پر گیاهست

پس او هفت دریا پیش راهست

در آنجا هست حیوانی قوی تن

که او را نیست کاری جز که خوردن

بیاید بامدادان پگاه او

خورد آن هفت صحرا پر گیاه او

چو خالی کرد حالی هفت صحرا

بیاشامد بیک دم هفت دریا

چو فارغ گردد از خوردن بیکبار

نخفتد شب دمی از رنج و تیمار

که من فردا چه خواهم خورد اینجا

همه خوردم چه خواهم کرد اینجا

دگر روز از برای او جهاندار

کند صحرا و دریا پُر دگر بار

چو حرص آدمی دارد کمالی

خود ایمان نیستش بر حق تعالی

چگونه ذرّهٔ آتش سرافراز

چو در هیزم فتد از پس رسد باز

ترا گر ذرّهٔ حرصست امروز

به پس می باز خواهد رفت از سوز

ترا پس آن نکوتر گر بدانی

که آبی بر سر آتش فشانی

وگر نه تو نه هشیاری نه مستی

بمانی جاودان آتش پرستی

وگر یک جَو حرامت در میانست

بهر یک جَو عذابی جاودانست

ادامه‌ی بخش نوزدهم

  1. (۳) حکایت نوشروان عادلچنین گفته‌ست نوشروانِ عادل
  2. (۴) حکایت در ذمّ دنیاچنین دادست صاحب شرع فتوی
  3. (۵) حکایت در ذمّ دنیاچنین گفته‌ست آن پاکیزه گوهر
  4. (۶) گفتار عبّاسۀ طوسی در دنیاچنین گفته‌ست عبّاسه که دنیی
  5. (۷) گفتار جعفر صادقچنین کردند اصحاب ولایت
  6. (۸) حکایت یحیی معاذ رازیمگر یحیی معاذ آن مردِ محرم
  7. (۹) حکایت در ذمّ دنیایکی پرسید ازان دانای فتوی
  8. (۱۰) حکایت شاهزاده و عروسیکی شه زادهٔ خورشید فر بود
همه‌ی بخش نوزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.