پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش نوزدهم

(۶) گفتار عبّاسۀ طوسی در دنیا

چنین گفته‌ست عبّاسه که دنیی

چو مُرداریست در گلخن به معنی

چو زین مردار شیران سیر خَوردند

پلنگان آمدند و قصد کردند

پلنگان چون بخوردند و رمیدند

سگان کُرد و گرگان در رسیدند

چو اندک چیز از وی بر سر آمد

کلاغ از هر سوئی جوقی درآمد

بخوردند آن کلاغان آن قدر نیز

بماند آخر ازیشان اندکی چیز

جُعَل نیز آمد و آن رَوث و آن خون

بگردانید هر سوئی دگرگون

چو ماند استخوانی بی کبابی

درو تابد بگرمی آفتابی

ازو اندک قدر چربی برآید

بسی مور از همه سوئی درآید

چو آن موران خورند آن چربی آنگاه

بماند استخوانی خشک بر راه

چنین گفت او که شاهانند شیران

ز بعد او پلنگانند امیران

سگ و گرگند اعوانانِ ایشان

کلاغانند شاگردانِ اعوان

جُعَل آن عامل مالست در کار

ولیکن مور باشند اهلِ بازار

عزیزا می‌ندانم تو چه نامی

ببین تاتو ازینها خود کدامی

همه دنیا چو مرداریست ای دوست

وزو مردارتر آنک از پی اوست

کسی کو از پی مردار باشد

ز مرداری بتر صد بار باشد

ادامه‌ی بخش نوزدهم

  1. (۸) حکایت یحیی معاذ رازیمگر یحیی معاذ آن مردِ محرم
  2. (۹) حکایت در ذمّ دنیایکی پرسید ازان دانای فتوی
  3. (۱۰) حکایت شاهزاده و عروسیکی شه زادهٔ خورشید فر بود
  4. (۱۱) حکایت ابرهیم علیه السلامنوشته در قصص اینم عیان بود
  5. (۱۲) حکایت حلّاج با پسرپسر را گفت حلّاج نکوکار
  6. (۱۳) در معنی آن که غیبت گناهی بزرگ استچنین نقلست در توراة کان کس
  7. (۱۴) سخن گفتن آن مرد در غیبتبزرگی بود می‌گفت و شنود او
همه‌ی بخش نوزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.