پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش نوزدهم

(۸) حکایت یحیی معاذ رازی

مگر یحیی معاذ آن مردِ محرم

براهی بر دهی بگذشت خرّم

یکی گفتش که هست این ده دهی خوش

زبان بگشاد یحیی همچو آتش

کزین خوشتر دل مردیست بالغ

که هست او از ده خوش سخت فارغ

ادامه‌ی بخش نوزدهم

  1. (۱۰) حکایت شاهزاده و عروسیکی شه زادهٔ خورشید فر بود
  2. (۱۱) حکایت ابرهیم علیه السلامنوشته در قصص اینم عیان بود
  3. (۱۲) حکایت حلّاج با پسرپسر را گفت حلّاج نکوکار
  4. (۱۳) در معنی آن که غیبت گناهی بزرگ استچنین نقلست در توراة کان کس
  5. (۱۴) سخن گفتن آن مرد در غیبتبزرگی بود می‌گفت و شنود او
همه‌ی بخش نوزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.