پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش نوزدهم

(۴) حکایت در ذمّ دنیا

چنین دادست صاحب شرع فتوی

که هر کو یک سخن گوید ز دنیی

به پانصد سال ره کانرا شمارست

ز جنّت دور افتد، این چه کارست

ز دنیا یک سخن، خود چون بوَد آن

که گر افزون بود افزون بود آن

کسی کو عمر در دنیی بسر برد

قوی مردی بوَد، در دین اگر مُرد

چو کُشتی در ره دنیا تو خود را

خری باشی که باشی گول و خود را

ز دنیی جزپشیمانی چه خیزد

نمی‌دانی ز نادانی چه خیزد؟

ادامه‌ی بخش نوزدهم

  1. (۶) گفتار عبّاسۀ طوسی در دنیاچنین گفته‌ست عبّاسه که دنیی
  2. (۷) گفتار جعفر صادقچنین کردند اصحاب ولایت
  3. (۸) حکایت یحیی معاذ رازیمگر یحیی معاذ آن مردِ محرم
  4. (۹) حکایت در ذمّ دنیایکی پرسید ازان دانای فتوی
  5. (۱۰) حکایت شاهزاده و عروسیکی شه زادهٔ خورشید فر بود
  6. (۱۱) حکایت ابرهیم علیه السلامنوشته در قصص اینم عیان بود
  7. (۱۲) حکایت حلّاج با پسرپسر را گفت حلّاج نکوکار
  8. (۱۳) در معنی آن که غیبت گناهی بزرگ استچنین نقلست در توراة کان کس
همه‌ی بخش نوزدهم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.