پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۳۲ - در توصیف ممدوح

دانی که چون رسد بجهان نور آفتاب

انعام عام او بجهان همچنان رسد

کان خاک بر سرآرد و بحر آب در دهن

صیت سخای او چو بدریا و کان رسد

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۳۴ - ولههر که بر درگه ملوک بود
  2. شمارهٔ ۳۵ - قصیده در شکایت از روزگار و یاد احبابفغان ز دست ستمهای گنبد دوار
  3. شمارهٔ ۳۶ - در توصیف بهار و مدح سید ابونصربنوبهار جوان شد جهان پیر ز سر
  4. شمارهٔ ۳۷ - در حصانت قلعه و بارهکهی بلند و بر او قلعه ای نهاده بلند
  5. شمارهٔ ۳۸ - وصف کوهکهی چون طور سینا بود ازو آویخته ثعبان
  6. شمارهٔ ۳۹ - از چکامه ایاخگر هم آتشست ولیکن نه چون چراغ
  7. شمارهٔ ۴۰ - در وصف قلعهقوی قلعه او که خاکش به پاکی
  8. شمارهٔ ۴۱ - فقر شاعردوستانم همه ماننده وسنی شده اند
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.