پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۴۰ - در وصف قلعه

قوی قلعه او که خاکش به پاکی

چو قلعی ولیکن از او عاجز آذر

پر از زرکانی و تیغ یمانی

پر از شیر جنگی و ببر دلاور

ز ماهی فروترش بنیاد لیکن

گذشته سربارش از چرخ اخضر

شده سد یأجوج خوار از بروجش

ز دیوار او دیو حیران و مضطر

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۴۲ - مدح سلطان محمودشاه ابوالقاسم بن ناصر دین
  2. شمارهٔ ۴۳ - در سختی راه گویدزمین زراغنک و راه درازش
  3. شمارهٔ ۴۴ - ولهبه یکی تیر همی فاش کند راز حصار
  4. شمارهٔ ۴۵ - از قطعه هجائیهگر خنچه کند (عذرا) بر بامچه لم
  5. شمارهٔ ۴۶ - رباعیچون شاه بگیرد بکف اندر شمشیر
  6. شمارهٔ ۴۷ - چکامه ای شیوا در صنعت تکریرباران قطره قطره همی بارم ابروار
  7. شمارهٔ ۴۸ - در ثنای ممدوحنبود با او هرگز مرا، مراد دو چیز
  8. شمارهٔ ۴۹ - چشم نیازاگر چه دیده افعی بخاصیت بجهد
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.