پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۳۷ - در حصانت قلعه و باره

کهی بلند و بر او قلعه ای نهاده بلند

بلندهای جهان زیر و، او ز جمله زبر

باستواری زر بخیل در دل خاک

بپایداری نام سخی میان بشر

بسختی دل بدخواه برج او لیکن

نگار بوده بر او سنگها بسان جگر

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۳۹ - از چکامه ایاخگر هم آتشست ولیکن نه چون چراغ
  2. شمارهٔ ۴۰ - در وصف قلعهقوی قلعه او که خاکش به پاکی
  3. شمارهٔ ۴۱ - فقر شاعردوستانم همه ماننده وسنی شده اند
  4. شمارهٔ ۴۲ - مدح سلطان محمودشاه ابوالقاسم بن ناصر دین
  5. شمارهٔ ۴۳ - در سختی راه گویدزمین زراغنک و راه درازش
  6. شمارهٔ ۴۴ - ولهبه یکی تیر همی فاش کند راز حصار
  7. شمارهٔ ۴۵ - از قطعه هجائیهگر خنچه کند (عذرا) بر بامچه لم
  8. شمارهٔ ۴۶ - رباعیچون شاه بگیرد بکف اندر شمشیر
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.