پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۲۹ - رباعی

در تو دل خسته نظری تیز نکرد

کز دیده هزار گونه خونریز نکرد

پرهیز کن از دود دلی، کز غم تو

خون گشت وز دوستیت پرهیز نکرد

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۳۱ - در باره معشوق گفتهنه هم قیمت لعل باشد بلور
  2. شمارهٔ ۳۲ - در توصیف ممدوحدانی که چون رسد بجهان نور آفتاب
  3. شمارهٔ ۳۳ - از قطعه ایالا تا زمی از کوه پدید است و ره از سد
  4. شمارهٔ ۳۴ - ولههر که بر درگه ملوک بود
  5. شمارهٔ ۳۵ - قصیده در شکایت از روزگار و یاد احبابفغان ز دست ستمهای گنبد دوار
  6. شمارهٔ ۳۶ - در توصیف بهار و مدح سید ابونصربنوبهار جوان شد جهان پیر ز سر
  7. شمارهٔ ۳۷ - در حصانت قلعه و بارهکهی بلند و بر او قلعه ای نهاده بلند
  8. شمارهٔ ۳۸ - وصف کوهکهی چون طور سینا بود ازو آویخته ثعبان
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.