پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۲۸ - کاروان عمر

صبح است و صبا مشک‌فشان می‌گذرد

دریاب که از کوی فلان می‌گذرد

برخیز چه خسبی که جهان می‌گذرد

بویی بستان که کاروان می‌گذرد

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۳۰ - رباعیهرگاه که آن پهن سرون می گذرد
  2. شمارهٔ ۳۱ - در باره معشوق گفتهنه هم قیمت لعل باشد بلور
  3. شمارهٔ ۳۲ - در توصیف ممدوحدانی که چون رسد بجهان نور آفتاب
  4. شمارهٔ ۳۳ - از قطعه ایالا تا زمی از کوه پدید است و ره از سد
  5. شمارهٔ ۳۴ - ولههر که بر درگه ملوک بود
  6. شمارهٔ ۳۵ - قصیده در شکایت از روزگار و یاد احبابفغان ز دست ستمهای گنبد دوار
  7. شمارهٔ ۳۶ - در توصیف بهار و مدح سید ابونصربنوبهار جوان شد جهان پیر ز سر
  8. شمارهٔ ۳۷ - در حصانت قلعه و بارهکهی بلند و بر او قلعه ای نهاده بلند
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.