پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۲۳ - تغزل

چه سود کند، که آتش عشقش

دود از دل و جان من برانگیزد

پیش همه مردمان و او عاشق

جوبنده بخاک بر به بجخیزد

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۲۵ - آیینه روی دوستبر گل رقمی ز مشک ناگاه زدند
  2. شمارهٔ ۲۶ - در دور تودر دور تو عقل کل کنشتی گردد
  3. شمارهٔ ۲۷ - وعده دوستدل دوش هزار چاره سازی میکرد
  4. شمارهٔ ۲۸ - کاروان عمرصبح است و صبا مشک‌فشان می‌گذرد
  5. شمارهٔ ۲۹ - رباعیدر تو دل خسته نظری تیز نکرد
  6. شمارهٔ ۳۰ - رباعیهرگاه که آن پهن سرون می گذرد
  7. شمارهٔ ۳۱ - در باره معشوق گفتهنه هم قیمت لعل باشد بلور
  8. شمارهٔ ۳۲ - در توصیف ممدوحدانی که چون رسد بجهان نور آفتاب
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.