پرش به محتوای اصلی
عسجدی عسجدی

اشعار باقیمانده

شمارهٔ ۲۱ - قصیده فتح سومنات و مدح یمین الدوله محمود غزنوی

جان مرا غمت هدف حادثات کرد

تا عشق سوی من نظر التفات کرد

حال مرا و زلف پریشان خویش را

در راه عاشقی رقم مشکلات کرد

تا شاه خسروان سفر سومنات کرد

کردار خویش را علم معجزات کرد

آثار روشن ملکان گذشته را

نزدیک بخردان همه از مشکلات کرد

بزدود ز اهل کفر جهان را بر اهل دین

شکر و دعای خویشتن از واجبات کرد

محمود شهریار کریم آنکه ملک را

بنیاد بر محامد و بر مکرمات کرد

شطرنج ملک باخت ملک با هزار شاه

هر شاه را بلعب دگر شاهمات کرد

شاها تو از سکندر بیشی، بدانجهت

کو هر سفر که کرد بدیگر جهات کرد

عین الرضای ایزد جوئی تو در سفر

باز او سفر بجستن عین الحیات کرد

تو کارها به نیزه و تیر و کمان کنی

او کارها به حیله و کلک و دوات کرد

ادامه‌ی اشعار باقیمانده

  1. شمارهٔ ۲۳ - تغزلچه سود کند، که آتش عشقش
  2. شمارهٔ ۲۴ - از قصیده ایزهی بزرگ عطائی که در مضیق نیاز
  3. شمارهٔ ۲۵ - آیینه روی دوستبر گل رقمی ز مشک ناگاه زدند
  4. شمارهٔ ۲۶ - در دور تودر دور تو عقل کل کنشتی گردد
  5. شمارهٔ ۲۷ - وعده دوستدل دوش هزار چاره سازی میکرد
  6. شمارهٔ ۲۸ - کاروان عمرصبح است و صبا مشک‌فشان می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۲۹ - رباعیدر تو دل خسته نظری تیز نکرد
  8. شمارهٔ ۳۰ - رباعیهرگاه که آن پهن سرون می گذرد
همه‌ی اشعار باقیمانده ←

عسجدی درباره‌ی عسجدی

عبدالعزیز پسر منصور مشهور به عَسجَدی مروزی شاعر ایرانی است که در اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری می‌زیست. وی از شاعران دربار سلطان محمود غزنوی بود. گمان برده می‌شود که وی پس از مرگ سلطان محمود در دربار پسر وی سلطان مسعود غزنوی و همچنین پس از وی در دبار سلطان مودود غزنوی پسر سلطان مسعود نیز شاعری می‌کرد. وی در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.