پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴

از خود فنا نگشته نیابی بحق بقا

فانی شدن ز خویش بود حال اولیا

تا نقش غیر پاک نشویی ز لوح دل

کی در حریم وصل شود جانت آشنا

جانهای بیدلان زده آتش بهر دو کون

از شوق روی دلبر بی چون بی چرا

طی کرد راه و زود بمطلوب خود رسید

هر کو بصدق در ره عشقش نهاد پا

داری دلا هوای سلوک طریق حق

باید قدم نهی بره شاه لافتی

شاهی که از بلندی قدرش خبر دهد

ایزد به هل اتی و بتاکید انما

بر تخت ملک فقر چو او شاه مطلق است

شاهان فقر جمله بدو کرده اقتدا

آن بحر علم و فضل و کمال و حیا و خلق

آن کوه حلم و کان مروت کرم سخا

هر کو کمر نبست بحب علی و آل

بندد میان بدشمنیش جان مصطفا

وصف کمال تست سلونی ولو کشف

کس را نبوده عرصه این بعد انبیا

دست نیاز و عجز اسیر(ی) بدامنت

چون زد مدارش از قدم خویشتن جدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶برابر طور عشق ای دل ببین نور تجلی را
  2. شمارهٔ ۷اگر از چهره ذاتش برافتد برده اسما
  3. شمارهٔ ۸تا نقاب از مه رخسار تو برداشت صبا
  4. شمارهٔ ۹عاشق و رند و بیخودم تن تللا تلا تلا
  5. شمارهٔ ۱۰پیش از بنای دیر جهان دیر سال‌ها
  6. شمارهٔ ۱۱می نماید هر زمان حسن دگر دلدار ما
  7. شمارهٔ ۱۲گر وصال دوست میخواهی دلا
  8. شمارهٔ ۱۳در باز شد ز میکده ناموس و نام را
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.