پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳

ای ماه برون آمده از مشرق بطحا

تابان ز رخت شعشعه نور تجلی

خورشید جهانی ز تو روشن همه عالم

انوار الهی ز جبین تو هویدا

از پرتو روی تو مه و مهر منور

وان نورسیه از خم زلفین تو پیدا

ایجاد جهان را چو غرض نور تو بودست

دارند بمهرت همه ذرات تولا

گر شرع تو رهبر نشود سالک ره را

کی در حرم وصل شود محرم مولی

هر دیده که در هر دو جهان حسن تو بیند

در صورت و معنی بود آن دیده بینا

سودا زده چون موی تو شد جان اسیری

زان دم که جمال رخ تو کرد تماشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵وقت نماز ز عشق شنیدم عجب ندا
  2. شمارهٔ ۶برابر طور عشق ای دل ببین نور تجلی را
  3. شمارهٔ ۷اگر از چهره ذاتش برافتد برده اسما
  4. شمارهٔ ۸تا نقاب از مه رخسار تو برداشت صبا
  5. شمارهٔ ۹عاشق و رند و بیخودم تن تللا تلا تلا
  6. شمارهٔ ۱۰پیش از بنای دیر جهان دیر سال‌ها
  7. شمارهٔ ۱۱می نماید هر زمان حسن دگر دلدار ما
  8. شمارهٔ ۱۲گر وصال دوست میخواهی دلا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.