پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

مقطعات و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۲ - دریا

دوست دارم من این آسمان را

زانکه خشمش به خشم تو ماند

این کبود ستمگر چه زیباست

رنگ و کارش بچشم تو ماند

عاشقم من بدیدار دریا

زانکه دریا نمود تو دارد

آری این خشمگین بحر مواج

رنگ چشم کبود تو دارد

خواهم این سیل سر کرده از کوه

از همه سو بسوی من آید

زانکه هر سو که روی آورد باز

چون نگاه تو بنیان کن آید

جام می چون در آید بگردش

یادم از چشم مست تو آید

وای از آن شور و حالی که جامی

بر لب من ز دست تو آید

ای دریغا! که چون دیدی ای شوخ

چشم من بر رخت اشگریزان

بر رخ من دو چشم ترا گاه

یک نگاه است و آنهم گریزان

ادامه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۴ - ارانوسشاید ز بیوفائی دورانم
  2. شمارهٔ ۵ - پریکاش یاد آرد شبی را آن پری
  3. شمارهٔ ۶ - بیاد گذشتهیاد آن دوران که حالی داشتم
  4. شمارهٔ ۷ - شکایتاز بخت نامساعد و از جور روزگار
  5. شمارهٔ ۸ - ای سبیلبازگشتی نزد فرمانده تو مقهور ای سبیل
  6. شمارهٔ ۹ - شاهد بزمچاره کار من بریدن ازوست
  7. شمارهٔ ۱۰ - زبان نگاهای پری چشم اشکبارم دوش
همه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.