پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

مقطعات و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۱ - اسرار ازل

تا دیده کودکی گشودم از خواب

دردا به هزار امید با پای شباب

هر در که زدم نداشت جز رنگ و فریب

هر سو که شدم نبود جز نقش سراب

در مدرسه غیر نحو، یا صرف نبود

استاد مرا ز سر حق طرف نبود

بسیار کتاب بود و یک حرف نبود

یک قطره درون آنهمه ظرف نبود

رفتم بر شیخ و گفتم ای مایه زهد

ز اسرار ازل چگونه آگاه شدی

خندید و ز کبر گفت: در سایه زهد

بر صوفی خرقه پوش آوردم روی

گفتم که ز سر حق مرا حرفی گوی

کوبید بهم دستی و هوئی زد و گفت

در خرقه من به بین و اسرار بجوی

رفتم به نیاز بر در باده فروش

گفتم تو چه دانی ز ازل گفت خموش

از خم به سبو کرد شرابی لب تلخ

فرمود که این بگیر و بردار و بنوش

سرمست شدم ز جسم و جان دور شدم

با بال خیال تا نشابور شدم

بر تربت خیام دو صد بوسه زدم

دیدم نوری که خیره زان نور شدم

گفتم به ادب: که ای تو جانرا معبود

زین خلقت بیهوده چه باشد مقصود

جامی دگر از شراب نابم پیمود

وانگه بزبان حال با من فرمود:

«اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حل معما نه تو خوانی و نه من »

«خود در پس پرده گفتگوی من و تست

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من »

ادامه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۳ - افسانهچون سرآمد زمان جوانی
  2. شمارهٔ ۴ - ارانوسشاید ز بیوفائی دورانم
  3. شمارهٔ ۵ - پریکاش یاد آرد شبی را آن پری
  4. شمارهٔ ۶ - بیاد گذشتهیاد آن دوران که حالی داشتم
  5. شمارهٔ ۷ - شکایتاز بخت نامساعد و از جور روزگار
  6. شمارهٔ ۸ - ای سبیلبازگشتی نزد فرمانده تو مقهور ای سبیل
  7. شمارهٔ ۹ - شاهد بزمچاره کار من بریدن ازوست
  8. شمارهٔ ۱۰ - زبان نگاهای پری چشم اشکبارم دوش
همه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.