پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

مقطعات و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۳ - افسانه

چون سرآمد زمان جوانی

ای بسا آرزوها که مردند

لاله رویان بنا مهربانی

مهر دیرینه از دل ستردند

شد جوانی، وزان شور مستی

جز فسوس و دریغی ندارم

تا ببرم ز دل بیخ هستی

ای دریغا که تیغی ندارم

آرزو پایدار از امید است

ای دریغا که نومید ماندم

چون امید از دلم رخت بر بست

آرزو را هم از خویش راندم

گرچه جز غم نشد حاصل ما

زان همه شور و حالی که بگذشت

بعد از این کار ما و دل ما

نیست غیر از خیالی که بگذشت

چون کنم یاد ایام پاییز

آرزویم پر و بال گیرد

زآنهمه خاطرات دل انگیز

خاطرم شور و دل حال گیرد

شامگاهم ز تابیدن ماه

شوری افتد بجان فسرده

بامدادم ز باد سحرگاه

زنده گردد هوسهای مرده

یاد آن عهد پر مهرم آرد

جلوه بامداد خزانی

اشک حسرت فرا چهرم آرد

گاه پیری، خیال جوانی

نوبهار جوانی تبه شد

در غم یار نیرنگ سازی

بیخبر بودم از چه سیه شد؟

روزگارم بسوزی و سازی

شور مستی و عشق جوانی

آرزوهای من زنده میداشت

وان نگاه پر از مهربانی

خاطرم خوش بآینده میداشت

دیدم اینک بصد شور تشویش

نیست آینده افسانه ای بیش

ادامه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۵ - پریکاش یاد آرد شبی را آن پری
  2. شمارهٔ ۶ - بیاد گذشتهیاد آن دوران که حالی داشتم
  3. شمارهٔ ۷ - شکایتاز بخت نامساعد و از جور روزگار
  4. شمارهٔ ۸ - ای سبیلبازگشتی نزد فرمانده تو مقهور ای سبیل
  5. شمارهٔ ۹ - شاهد بزمچاره کار من بریدن ازوست
  6. شمارهٔ ۱۰ - زبان نگاهای پری چشم اشکبارم دوش
همه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.