پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

مقطعات و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۵ - پری

کاش یاد آرد شبی را آن پری

کز کفش خوردم شراب لعل فام

شیشه شیشه باده بود اندر کنار

تا سحر نوشید با من جام جام

اندک اندک زان شراب لعلگون

هوشها از سر شد، ایمان ها ز دست

او بتر از من فتاده، لول لول

من بتر از او نشسته، مست مست

زلف افشان کرده بود و جان من

رخوتی مییافت از بوئیدنش

شرم حائل بود تا بوسم رخش

مرده اندر حسرت بوسیدنش

از لبانم تا لبانش بوسه خواست

ناز کردم غافلم کرد و ربود

زان تغافل تا بخود باز آمدم

هر کناری را نگه کردم، نبود

ادامه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۷ - شکایتاز بخت نامساعد و از جور روزگار
  2. شمارهٔ ۸ - ای سبیلبازگشتی نزد فرمانده تو مقهور ای سبیل
  3. شمارهٔ ۹ - شاهد بزمچاره کار من بریدن ازوست
  4. شمارهٔ ۱۰ - زبان نگاهای پری چشم اشکبارم دوش
همه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.