پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

مقطعات و اشعار متفرقه

شمارهٔ ۸ - ای سبیل

بازگشتی نزد فرمانده تو مقهور ای سبیل

زان سبب از مسند لب میشوی دور ای سبیل

با دلی پر خون فرو ریزم ترا از پشت لب

کرده فرمانده مرا امروز مأمور ای سبیل

من بر این سودا نیم راضی، ولی خود آگهی

نیست سرپیچی ز فرمان غیر مقدور ای سبیل

تیغ بر رویت کشیدم دست من گو بشکند

گرچه دست من در این کار است معذور ای سبیل

سر بسوی آسمانها برده بودی زانکه خود

هم نشان قدرتی هم مظهر زور ای سبیل

چون سر زلف بتان ماهرو بودی سیاه

زان سبب گشتم ز هجران تو رنجور ای سبیل

بار دیگر میگذارم تا بر آری سر ز پوست

تا به بینم چشم بد خواه ترا کور ای سبیل

ادامه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه

  1. شمارهٔ ۱۰ - زبان نگاهای پری چشم اشکبارم دوش
همه‌ی مقطعات و اشعار متفرقه ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.