پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۰

نوبتی نو میزنی ای نوبتی امشب بنام

این چه شادی بود و این نوبت چه وین عشرت کدام

هست عیدی تازه یا نوروز فیروزی طلب

مژده فتح است این یا نوبت دولت بنام

صوفی آسا از تو در رقصند ذرات وجود

بازگو کاین عید فرخ روز را آخر چه نام

تا چه شد کام صلای عیش عام از محتسب

مطربان را چنگ بر کف ساقیانرا می بجام

مغبچه حوری و غلمان می شراب کوثری

میفروشان همچو رضوان میکده دارالسلام

هر کجا رندی فشاند آستین بر زاهدی

هر کجا مستی کشد از شیخ و واعظ انتقام

شیخ بسته خانقه کنجی گرفته سوگوار

میکشان را دل شکسته میگساران شادکام

آری آری غاصب حق علی شد در جهیم

لاجرم بر شیعیان لازم بود عیش مدام

خیز آشفته بزن جامی و دستی برفشان

دوست را عشرت حلال و عیش بر دشمن حرام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۲زخم‌ها از شیخ و زاهد بی‌حد و مر خورده‌ام
  2. شمارهٔ ۸۰۳زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم
  3. شمارهٔ ۸۰۴چو کوفت نوبتی پادشاه نوبت بام
  4. شمارهٔ ۸۰۵ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی
  5. شمارهٔ ۸۰۶تا که عکس تو به بتخانه آذر افتاد
  6. شمارهٔ ۸۰۷چنان بطره لیلای خویش مفتونم
  7. شمارهٔ ۸۰۸ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقم
  8. شمارهٔ ۸۰۹بوستان باغ بهشت است و عیان می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.