پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

غزل‌ها

شمارهٔ ۷۲ - خانه‌به‌دوش

دوش تحت‌الحنک انداخته زاهد بر دوش

همچو افعی‌زده می‌پیچم از اندیشهٔ دوش

خانه‌اش کاش عزاخانه شود ز آنکه نهاد:

پا به هر خانه، از آن خانه برآورد خروش

آخر از همهمهٔ موعظهٔ واعظِ شهر

چه بری فایده؟ جز دردسر و زحمت گوش؟!

چارهٔ درد چو از گریه شود چشمت کور

چون مصیبت‌زده، از هر خوشی‌ای چشم بپوش

زآب بی‌آبرویی، آتش ملیت ما

شد چو آتشکدهٔ آذر برزین، خاموش

خواهی ار گریه کنی از سر غیرت، بگذر

از مدائن سوی استخر، از آن سو سوی شوش

به ز مستی و فراموشی و خاموشی نیست

هیچ غفلت مکن، ار داری ازین دارو، نوش

باده پنهان مخور، از شیخ میندیش دگر

کهنه شد شرخریِ مردم سالوس‌فروش

گو فرود آی دگر از خر شیطان ای شیخ

دور طیاره، بهل قاطر بد چشم و چموش

بود در سینه، نفس تنگ‌ترم، از دل تنگ

دوشم این مژدهٔ جان‌بخش، چه خوش داد سروش

دورهٔ خانه‌به‌دوشیت سر آید «عارف»

همچو جان، خاک وطن، گیردت اندر آغوش

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۷۴ - بار فلکغم هجر تو نیمه‌جانم کرد
  2. شمارهٔ ۷۵ز طفلی آنچه به من یاد داد استادم
  3. شمارهٔ ۷۶ - باز یاد از کلنل محمد تقی خانبرای اینکه مگر از تو دل نشان گیرد
  4. شمارهٔ ۷۷ - غزل جمهوری: غزل اول ماهوربه مردم این همه بیداد شد ز مرکز داد
  5. شمارهٔ ۷۸ - غزل جمهوری: غزل دوم بیات ترکسوی بلبل دَمِ گل بادِ صبا خواهد برد
  6. شمارهٔ ۷۹ - دوخا محمد و عارفابرویش تا رقمِ قتلِ من امضا می‌کرد
  7. شمارهٔ ۸۰ - نمونه‌ای از غزلیات عارف شادروانزان سبو دوش که در میکده ساقی بر دوش
  8. شمارهٔ ۸۱ز عشق آتشِ پرویز آنچنان تیز است
همه‌ی غزل‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.