پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۹۲ - در مطایبه

در جهان چندان که گویی بی‌شمار

نیستی و محنت و ادبیر هست

وز فلک چندان که خواهی بی‌قیاس

نفرت آهو و خشم شیر هست

گر ز بالای سپهر آگه نه‌ای

زین قیاسش کن که اندر زیر هست

دورها بگذشت بر خوان نیاز

کافرم گر جز قناعت سیر هست

نام آسایش همی بردم شبی

چرخ گفتا زین تمنی دیر هست

گفتمش چون گفت آن اندر گذشت

گر کنون رغبت نمایی ... هست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۴ - لطیفهصاحبا ماجرای دشمن تو
  2. شمارهٔ ۹۵ - در طلب شراب و گوشت و مزه به طریق لغز گفتهمقلوب لفظ پارس به تصحیف از کفت
  3. شمارهٔ ۹۶ - سکنجبین از کسی به طرز لغز خواستهبفرستم ای امیر به تعجیل شربتی
  4. شمارهٔ ۹۷ - در قناعتبه خدایی که معول به همه چیز بدوست
  5. شمارهٔ ۹۸ - در مدح موئیدالدین مودودشاهبازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست
  6. شمارهٔ ۹۹بوطیب آنکه سرد و جفا گفت مر مرا
  7. شمارهٔ ۱۰۰نیامدست مرا خویشتن دگر مردم
  8. شمارهٔ ۱۰۱با فلک دوش به خلوت گله‌ای می‌کردم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.