پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۱

با فلک دوش به خلوت گله‌ای می‌کردم

که مرا از کرم تو سبب حرمان چیست

این همه جور تو با فاضل و دانا ز چه جاست

وین همه لطف تو با بی‌هنر و نادان چیست

فلکم گفت که ای خسرو اقلیم سخن

با منت بیهده این مشغله و افغان چیست

شکر کن شکر که در معرض فضلی که تراست

گنج قارون چه بود مملکت خاقان چیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۳ - در مطایبهنشوی سرور اندرین گیتی
  2. شمارهٔ ۱۰۴ - در مذمت اصحاب دیوانخسروا این چه حلم و خاموشیست
  3. شمارهٔ ۱۰۵ - در فضیلت عقل و شرف انسان به خردبرترین مایه مرد را عقلست
  4. شمارهٔ ۱۰۶ - در شکایت زمانه و مفاخرت خودعنصری گربه شعر می صله یافت
  5. شمارهٔ ۱۰۷ - از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گویدز مردمان مشمر خویش را به هیات و شکل
  6. شمارهٔ ۱۰۸ - این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفتچار شهرست خراسان را در چارطرف
  7. شمارهٔ ۱۰۹ - در طلب شرابای سروری که چون تو به رادی سحاب نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۰کیمیایی ترا کنم تعلیم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.