پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۸ - این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفت

چار شهرست خراسان را در چارطرف

که وسطشان به مسافت کم صد در صد نیست

گرچه معمور و خرابش همه مردم دارند

بر هر بی‌خردی نیست که چندین دد نیست

مصر جامع را چاره نبود از بد و نیک

معدن در و گهر بی‌سرب و بسد نیست

بلخ شهریست در آکنده به اوباش و رنود

در همه شهر و نواحیش یکی بخرد نیست

مرو شهریست به ترتیب همه چیز درو

جد و هزلش متساوی و هری هم بد نیست

حبذا شهر نشابور که در ملک خدای

گر بهشتیست همانست و گرنه خود نیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۰کیمیایی ترا کنم تعلیم
  2. شمارهٔ ۱۱۱ - در مذمت سواریتو مرا گر پیاده‌ام منکوه
  3. شمارهٔ ۱۱۲نیست یک تن در همه روی زمین
  4. شمارهٔ ۱۱۳ - در مذمت زن خواستنبه خدایی که بی‌ارادت او
  5. شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح بهاء الدین علیبهاء الدین علی کز چرخ جودش
  6. شمارهٔ ۱۱۵ - در طلب شرابای جوانمردی که هرگز چرخ پیر
  7. شمارهٔ ۱۱۶ - مطایبههر کرا ریدنی بگیرد سخت
  8. شمارهٔ ۱۱۷ - در مرثیهٔ مودودشاه و بی‌وفایی جهانجهان ز رفتن مودود شه موئید دین
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.