پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۱۱ - در مذمت سواری

تو مرا گر پیاده‌ام منکوه

که مرا از پیادگی گله نیست

جنبش آسمان به نفس خودست

پای‌بند طویله و گله نیست

در سواری تو لاف فخر مزن

که ترا جای لاف و مشغله نیست

تو چو کوهی و در مفاصل کوه

حرکت جز به سعی زلزله نیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۳ - در مذمت زن خواستنبه خدایی که بی‌ارادت او
  2. شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح بهاء الدین علیبهاء الدین علی کز چرخ جودش
  3. شمارهٔ ۱۱۵ - در طلب شرابای جوانمردی که هرگز چرخ پیر
  4. شمارهٔ ۱۱۶ - مطایبههر کرا ریدنی بگیرد سخت
  5. شمارهٔ ۱۱۷ - در مرثیهٔ مودودشاه و بی‌وفایی جهانجهان ز رفتن مودود شه موئید دین
  6. شمارهٔ ۱۱۸شکلی نهاده‌اند حکیمان روزگار
  7. شمارهٔ ۱۱۹ - در بی ثباتی جهانجریده‌ایست نهاد سیه سپید جهان
  8. شمارهٔ ۱۲۰ - در تاریخ فوت سلطان سنجرچاشتگه در شهر مرو آن نامور فخر زمان
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.