پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۱۵ - در طلب شراب

ای جوانمردی که هرگز چرخ پیر

گام حکم الا به کامت برنداشت

از کفایت آنچه دارد طبع تو

خاطر لقمان و اسکندر نداشت

دوستی دارم که در روی زمین

کس ازو در حسن نیکوتر نداشت

بارها می‌گفت کایم نزد تو

این سخن از وی دلم باور نداشت

این زمان آمد ولیکن کمترین

در همه کیسه طسویی زر نداشت

گوشتی و نقل و نان ترتیب کرد

لیک وجه بادهٔ احمر نداشت

بادهٔ نابم فرست ای آنکه دهر

در سخاوت چون تویی دیگر نداشت

ور نداری از کس دیگر بخر

وین مثل برخوان که جحی خر نداشت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۷ - در مرثیهٔ مودودشاه و بی‌وفایی جهانجهان ز رفتن مودود شه موئید دین
  2. شمارهٔ ۱۱۸شکلی نهاده‌اند حکیمان روزگار
  3. شمارهٔ ۱۱۹ - در بی ثباتی جهانجریده‌ایست نهاد سیه سپید جهان
  4. شمارهٔ ۱۲۰ - در تاریخ فوت سلطان سنجرچاشتگه در شهر مرو آن نامور فخر زمان
  5. شمارهٔ ۱۲۱ - در اشتیاقبه خدایی که از صنایع او
  6. شمارهٔ ۱۲۲ - مدح زین‌الدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهدای بزرگی کز آب و خاک چو تو
  7. شمارهٔ ۱۲۳ - فی‌الحکمة والنصیحةدر حدود ری یکی دیوانه بود
  8. شمارهٔ ۱۲۴ - در مذمت کسیسراجی ای ز مقیمان حضرت ترمد
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.