پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح بهاء الدین علی

بهاء الدین علی کز چرخ جودش

دمی دریا و کان را خوشدلی نیست

دلش با بحر اخضر توامانست

ولیکن او بدین بی‌ساحلی نیست

به نادر معدهٔ آزی بیابی

که از انعام عامش ممتلی نیست

برو در سایهٔ اقبال او رو

کز آن به کیمیای مقبلی نیست

حسودش گفت کز امثال این مرد

جهان آخر بدین بی‌حاصلی نیست

کرم گفتا بلی لیک از هزاران

یکی همچون بهاء الدین علی نیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۶ - مطایبههر کرا ریدنی بگیرد سخت
  2. شمارهٔ ۱۱۷ - در مرثیهٔ مودودشاه و بی‌وفایی جهانجهان ز رفتن مودود شه موئید دین
  3. شمارهٔ ۱۱۸شکلی نهاده‌اند حکیمان روزگار
  4. شمارهٔ ۱۱۹ - در بی ثباتی جهانجریده‌ایست نهاد سیه سپید جهان
  5. شمارهٔ ۱۲۰ - در تاریخ فوت سلطان سنجرچاشتگه در شهر مرو آن نامور فخر زمان
  6. شمارهٔ ۱۲۱ - در اشتیاقبه خدایی که از صنایع او
  7. شمارهٔ ۱۲۲ - مدح زین‌الدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهدای بزرگی کز آب و خاک چو تو
  8. شمارهٔ ۱۲۳ - فی‌الحکمة والنصیحةدر حدود ری یکی دیوانه بود
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.