پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۳ - در مطایبه

نشوی سرور اندرین گیتی

گرچه در هر فنیت چالاکیست

بشنو از من اگر سری طلبی

کاین سخن سر علم افلاکیست

سینه بر خاک نه مربع‌وار

که قران در مثلث خاکیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۵ - در فضیلت عقل و شرف انسان به خردبرترین مایه مرد را عقلست
  2. شمارهٔ ۱۰۶ - در شکایت زمانه و مفاخرت خودعنصری گربه شعر می صله یافت
  3. شمارهٔ ۱۰۷ - از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گویدز مردمان مشمر خویش را به هیات و شکل
  4. شمارهٔ ۱۰۸ - این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفتچار شهرست خراسان را در چارطرف
  5. شمارهٔ ۱۰۹ - در طلب شرابای سروری که چون تو به رادی سحاب نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۰کیمیایی ترا کنم تعلیم
  7. شمارهٔ ۱۱۱ - در مذمت سواریتو مرا گر پیاده‌ام منکوه
  8. شمارهٔ ۱۱۲نیست یک تن در همه روی زمین
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.