پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۲ - مناظرهٔ بوتهٔ کدو با درخت چنار

نشنیده‌ای که زیر چناری کدو بنی

برجست و بر دوید برو بر به روز بیست

پرسید از چنار که تو چند روزه‌ای

گفتا چنار عمر من افزون‌تر از دویست

گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم

این کاهلی بگوی که آخر ز بهر چیست

گفتا چنار نیست مرا با تو هیچ جنگ

کاکنون نه روز جنگ و نه هنگام داوریست

فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان

آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۴ - در مذمت اصحاب دیوانخسروا این چه حلم و خاموشیست
  2. شمارهٔ ۱۰۵ - در فضیلت عقل و شرف انسان به خردبرترین مایه مرد را عقلست
  3. شمارهٔ ۱۰۶ - در شکایت زمانه و مفاخرت خودعنصری گربه شعر می صله یافت
  4. شمارهٔ ۱۰۷ - از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گویدز مردمان مشمر خویش را به هیات و شکل
  5. شمارهٔ ۱۰۸ - این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفتچار شهرست خراسان را در چارطرف
  6. شمارهٔ ۱۰۹ - در طلب شرابای سروری که چون تو به رادی سحاب نیست
  7. شمارهٔ ۱۱۰کیمیایی ترا کنم تعلیم
  8. شمارهٔ ۱۱۱ - در مذمت سواریتو مرا گر پیاده‌ام منکوه
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.